آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )
51
در قلمروى خانان مغول ( فارسى )
عليه اين دو سرزمين پس از به تخت نشستن او ، توجيه كند . اورنگ زيب بدون شك به برادر بزرگترش داراشكوه ( متولد 1615 ) كه عارفانه مىانديشيد و علاقهمند به هنر بود ، حسادت مىورزيد . شاهزاده كه با دختر عمويش نادره بيگم ، دختر پرويز ، ازدواج كرده بود ، همانند پدربزرگش جهانگير ، به زيبايى علاقهمند بود و مانند اكبر جد خود ، تمايلات صوفيانه داشت . ( 4 ) هدف او ايجاد تفاهم « 1 » بين اسلام و هندوئيسم بود كه به نوشتههاى فارسى متعدد او كمك مىكردند : شرح احوال استادش ميان مير ( ف . 1635 ) ، ترجمههايى از آثار هندى - اين سرگرميها براى او ارزش بيشترى از مبارزه با شمشير و نيزه ، يا پرداختن به مسائل ادارى داشت . به همين سبب نيز او در مينياتورها غالبا در جمع عالمان ديده مىشود . ترجمههاى 50 اوپانيشاد ، به وسيلهء داراشكوه به فارسى و برگردان آنها در اوايل قرن 19 به لاتين توسط انكتيل دوپرون « 2 » ، براى فلسفهء ايدآليستى اروپا يك داروى محرك مهم شد . بدينترتيب شگفتآور نيست كه دو برادر با هم كنار نمىآمدند ؛ اورنگ زيب به داراشكوه كه به وسيلهء پدرش خيلى آشكار به او ترجيح داده مىشد ، حسادت مىورزيد كه علاوه بر اين در قضاوت هم عصران منتقد و مورخان مغول چونكه او بر طبل تكبر و خودخواهى مىكوبيد ، ( 5 ) كاملا منفى جلوهگر شده بود . شايد او به شاه شجاع ( متولد 1617 ) ، محبوب پدرش جهانگير نيز حسادت مىكرد ، در حالى كه از مراد بخش ، جوانترين برادر ، بندرت صحبت بود . شاهزاده خانم جهانآرا جاى مادر را نزد برادران پر كرد و ماههايى كه او در اثر سوختگى شديد رنج مىبرد ، نشان مىدهند كه شاه جهان چهقدر دخترش را دوست داشته است . ولى ، راشانارا ، خواهر كوچكتر ، بويژه به اورنگ زيب نزديك بود . در حالى كه شهر دهلى و دژ قرمز ، در شكوه و جلالى عظيم مىدرخشيدند ، خزانهء كشور مرتب تقليل مىيافت . مخارج براى تجملات غير قابل تصورى كه صرف دربار مىشد و منصبداران مجبور به وفق دادن خود با آن بودند ، خزانه را به آرامى تهى مىكرد ، اگر چه صالح كنبوه وقايعنگار ، در اين باره ارقامى شگفتآور را عرضه مىدارد . البته به قول معروف : « خزانهها بلند فرياد مىزدند : به من دست نزن ! » ( 6 ) اضافه بر اين ، قحطيهايى ، بويژه در دكن پيش مىآمدند . نفوذ قدرتهاى اروپايى ، تقريبا بدون جلب توجه ، همواره شدت بيشترى مىيافت ، گزارشهاى تاورنيه و برنير طلاساز و همچنين مانوچى پزشك ، چشماندازى از وضعيت سرزمين را ارائه مىدهند . زمانى كه در اواخر سال 1657 اين شايعه كه فرمانروا به صورتى جدى بيمار است بر سر زبانها افتاد ، اورنگ زيب لحظهاش را فرا رسيده ديد و با وجود اينكه بيمارى شاه جهان به زودى مجددا بهبود پيدا كرد ،
--> ( 1 ) . مجمع البحرين ، سورهء 18 ، آيهء 60 . ( 2 ) . Anquetil Duperron .